امریکا که همواره در نظام بینالملل عادت کرده تلاش کند از موضع قدرت به حلوفصل یکجانبه مناقشات بپردازد، بعد از اعمال فشارهای حداکثری علیه ایران، ایجاد آشوبهای ادواری و دو دور جنگ تمامعیار در یک سال گذشته و ناتوانی در غلبه نظامی بر ایران، اکنون در برابر ایران در یک بنبست راهبردی قرار گرفته است؛ بدین ترتیب که تهدید نظامیاش در برابر ایران بیاثر شده و با جنگ یا تهدید به آن نمیتواند ایران را در برابر خود تسلیم کند و از سوی دیگر، قادر به پذیرش واقعیتهای میدانی و دست برتر ایران در این زمینه و چیدمان میز مذاکره بر مبنای این واقعیتها نیست. نتیجه آن شده که این کشور نه میتواند مجدداً با ایران وارد جنگ شود و نه میتواند مذاکرات با این کشور را به نتیجه برساند؛ معنای این وضعیت آن است که امریکا قابلیت حل مسئله در قبال ایران را ندارد.
به تعبیر دقیقتر، امریکا تصور میکرد که با فشردهسازی فشارهای ضدایرانی و در نهایت، حمله نظامی میتواند بر ایران سیطره پیدا کند، اما برایند مجموع معادلات میدانی گویای آن است که نتیجهای که امریکا درصدد تحقق آن بود، نهتنها محقق نشده، بلکه نتیجه عکس داده است؛ بدین ترتیب که این امریکاست که برگهای بازیگری خود در مقابل ایران را از دست داده و در یک دوراهی قرار گرفته که یا باید واقعیت قدرت ایران را پذیرفته و در مذاکرات، شرایط ایران را بپذیرد، یا اینکه مجدداً وارد جنگی با ایران شود که پیشاپیش میداند این جنگ نمیتواند منجر به دستاوردهای راهبردی برای امریکا در برابر ایران شود. انتخاب هر کدام از این گزینهها، با نااطمینانیها و عدم قطعیتهای فراوانی روبهروست و بنابراین، انتخاب این یا آن برای امریکا واقعاً دشوار است.
جالب آنکه این کشور هماکنون به محاصره دریایی ایران متمرکز شده و تلاش میکند از این طریق ایران را تحت فشار قرار دهد، اما در عین حال باید توجه داشت که تمرکز بر محاصره دریایی ایران، ترجمان دیگری از ناتوانی و بنبست راهبردی این کشور در برابر ایران است؛ زیرا امریکا اگر قادر به اعمال قدرت بر ایران بود، این شیوه پرهزینه و زمانبر (که اتفاقاً امکان تحصیل نتیجه از ناحیه آن نیز با ابهامات زیادی مواجه است) و همچنین، منافع عمده کشورهای دنیا را با تهدید و تخریب مواجه کرده است، انتخاب نمیکرد. نکته مهمتر در این زمینه آن است که با گذشت بیش از یک ماه از تمرکز بر محاصره دریایی، اما این موضوع هم قادر به تغییر موضع ایران در مذاکرات نشده و امریکا همچنان بابت تحقق مطلوبیتهای خود در قبال ایران ناامید است، بهگونهای که ترامپ آخرین محتوای پیشنهادات ایران در مذاکرات را رد کرد و در عین حال بر قدرت و سرسختی تصمیمگیران ایرانی تأکید کرد.
به عنوان نکته پایانی باید گفت که امریکا مدتمدیدی است که در برابر ایران به بنبست راهبردی رسیده است و همانگونه که همواره در برابر ایران، مبتنی بر محاسبات نادرست، به اقدامات غلط روی آورده است (مانند آنچه که در یک سال اخیر در قالب حمله نظامی به ایران انجام داد)، اکنون نیز با وجود گرفتاری در بنبست، بعید نیست تا همچون قبل به تکرار کنشهای غلط خود در قبال ایران بپردازد. بنابراین، آمادگیهای میدان در برابر این یاغی باید بیش از پیش تقویت شود تا فرصت هرگونه اقدام غافلگیرانه و پیشدستانه از آن سلب شود. در همین زمینه باید یادآوری کرد که تداوم شرایط محاصره دریایی (که به تصاعد فشارهای اقتصادی منجر شده) جنگ را وارد فاز تابآوری کرده که در سریعترین زمان ممکن باید این محاصره شکسته شود.